ابن الكلبي
35
كتاب الأصنام ( تنكيس الأصنام )
اين تفسير را ننويسيم ، محمد گفت : « به خدا سوگند يك كلمهء ديگر تفسير نخواهم كرد مگر آن تفسير را همچنان كه خدا نازل فرموده است ، بنويسيد . » ماجرا را به سليمان پسر على گفتند ، وى گفت : « هر آنچه او گويد ، بنويسيد ، و جز آن را رها كنيد . [ 6 ] كتاب تفسير قرآن او معروف و مشهور بوده و بعضى از علماى علم تفسير و مورخين مطالبي از آن اقتباس كردهاند ، از آن ميانه « ثعلبى » متوفى به سال 427 هجري در تفسير خود از تفسير محمد پسر سائب استفاده كرده است . [ 7 ] همچنين ابن عساكر در تاريخ خود قصهء ابراهيم خليل را از آن تفسير گرفته است . [ 8 ] صفدى به نقل از پسر عدى مىنويسد در ميان كساني كه در سدهء دوم قرآن را تفسير كردهاند هيچكس را تفسيري بزرگتر از تفسير محمد بن سائب نبوده است . [ 9 ] هر چند اين دانشمند از مفسران نامى قرآن بشمار مىرود ، و ابن نديم و ديگر مصنفان تراجم رجال علم و ادب اثر مدون او را همان تفسير قرآن ذكر كردهاند ، اما بيشتر شهرتش در اثر توجه خاص او به جمع اخبار مربوط به انساب عرب جاهلى و تاريخ ايشان مىباشد . ابن نديم از قول هشام پسر محمد كلبى چنين روايت مىكند : پدرم به من گفت : « نسب قريش را از ابو صالح فرا گرفتم ، و او آن را از عقيل پسر ابو طالب آموخته بود . و نسب كنده را از
--> [ 6 ] الفهرست ، 95 . [ 7 ، 8 ] مراجعه شود به فهرست بريتيش ميوزيم ، 1 / 821 ، و تاريخ ابن عساكر ( تهذيب تاريخ ابن عساكر ) 2 / 138 . [ 9 ] الوافي بالوفيات ، 3 / 83 .